کشف جدید تابناک:
قطع اینترنت «اقدام ضدانسانی» است، مگر اینکه خودمان انجامش دهیم!
یکی از همراهان با ارسال این خبر نوشته است:
"وقتی خبر نگرانکننده(!) وبسایت خبری تابناک(وابسته به محسن رضایی و محمدباقر قالیباف) درباره «اقدام ضدانسانی» در قطع اینترنت استان مأرب یمن را میخوانیم، مشخص نیست باید از این حجم از انساندوستی و دلواپسی برای حقوق دیجیتال مردم یمن خوشحال باشیم یا از شدت تناقض مضحک آن سر به دیوار بکوبیم!
🔸رسانهای که ظاهرا حافظهاش را همراه با کابلهای اینترنت مردم، همان آبان ۹۸ قطع کرده، حالا با نگرانی تمام از قطعی اینترنت در مأرب یمن مینویسد و آن را «اقدام ضدانسانی» مینامد. بالاخره یک نفر در این کشور فهمید که قطع کردن دسترسی مردم به اینترنت، جرم است! فقط حیف که این کشف بزرگ، انگار فقط وقتی معتبر است که «مقامات سعودی» انجامش بدهند، نه وقتی خود حکومت ایران.
🔸آبان ۹۸، وقتی مردم معترض به گرانی بنزین به خیابانها آمدند، حکومت ایران دقیقا همین الگوی ضدانسانی را با مهارت تمام اجرا کرد. طبق آمار رسمی همان دستگاههایی که خودشان دلیلتراشی میکردند، ۱۶۳ ساعت اینترنت کشور بهطور سراسری قطع شد؛ آنهم درست در روزهایی که نیروهای امنیتی، طبق گزارش نهادهای حقوق بشری، دستکم حدود ۱۵۰۰ نفر را کشتند و هزاران نفر دیگر را زخمی و بازداشت کردند.
همین چند ماه پیش حکومت، میلیونها ایرانی را نزدیک به سه ماه از اینترنت آزاد محروم کرد. کسبوکارهای اینترنتی نابود شدند، ارتباط خانوادهها قطع شد، و مردم پشت دیوار بلند سانسور و انزوا ماندند.
پیش از آنکه برای قطع اینترنت در دیگر کشورها اشک تمساح بریزید و واژههای حقوق بشری خرج کنید، نگاهی به کارنامه تاریک قطع اینترنت در خانه بیندازید!"
💸 tavaanatech
چشم باز میکنی و قبل از هر کاری، صفحه گوشی رو روشن میکنی تا ببینی امروز چقدر دلار رفته بالا.
یک انقباض تلخ توی سینه، یک بغض آشنا توی گلو. دیدن اعدادی که با بیرحمی تمام، آرزوهاتو کوچیکتر و دستنیافتنیتر میکنند، روال هر روزت میشن. جوان ایرانی روی یک ترمیلِ بیانتهای قیمتها میدوئه؛ هرچقدر تندتر میدوئه، خط پایان دورتر و سراب پررنگتر میشه.
فرسایش یعنی همین؛ یعنی ببینی تمام تلاشها، استعدادتها و شببیداریها در گرداب تورم محو میشن و تو فقط تماشاگر آب رفتن زندگی و جوانیت هستی.
چند بار تا حالا توی تنهایی، برای آیندهای که هی مبهم میشه اشک ریختیم؟ بار توییهای دوستانه از ته دل غر زدیم، شکایت کردیم و گفتیم «دیگه هیچ راهی نیست»؟ این غم کاملاً واقعی و سنگینیش رو شونههای یک نسله .
هیچاشکی قیمت دلار رو پایین نمیاره، هیچ غری اجارهخونه رو کم نمیکنه و هیچ زاری و نالهای توی تنهایی، آینده رو نمیسازه.
دنیا قرار نیست به حالِ ما دل بسوزونه. زمان با سرعت جلو میره و اگر توی سوگِ آرزوهامون بمونیم، فقط خودمون رو زیر چرخدندههای این شرایط از دست میدیم.
ما تمام اشکهامون رو ریختیم و تمام غمهای محدودها رو خوردیم. حالا درست در کورترین نقطه تاریکی ایستادیم. نقاطی که زانو زدن و دست روی دست گذاشتن دیگه هیچ دردی رو دوا نمیکنه.
توی این اوضاع، جان کندنِ تکنفره و دستوپا زدن توی کنج خلوت دیگه جواب نمیده.
برخاستن یعنی دست کشیدن از تنهایی و وصل شدن به همدیگه. یعنی تبدیل این غم و خشمِ به یک آگاهی و حرکت جمعی.
برخاستن یعنی لجاجتِ تمامعیار با سرنوشتی که برامون ساختن. یعنی یکی از صداها، کنار زدن ترس و نامیدی، و آماده شدن برای یک جنبش و مبارزه با همگانی برای بازپس گیری حق زیستن.
حق این نسل، انزوا، خاموشی و تسلیم نیست. ما زخمی و خستهایم، اما هنوز نفس میکشیم و نمیذاریم آرزوهامون زیر خروارها تورم دفن بشن. دستت رو بگذار روی زانوهات و شونه به شونه همسن و سالانت بایست؛
غصه خوردن و غر زدن بسه، وقتِ همبستگی، جنبش و یک برخاستنِ واقعیه.